تبليغاتX
ارسالی از ژاپن ارسالی از ژاپن

ارسالی از ژاپن

دکتر بعد از این

شنبه 19 می 2007، 29 اردیبهشت 1386
دیروز ساعت 8 صبح به سمت منطقه مطالعاتیم حرکت کردم. این منطقه در استان ناگانو ژاپن واقع شده و تا کیوتو 330-40 کیلومتر فاصله دارد. با ماشینی که اجاره کردیم برای بخش حدود 3.5 ساعت طول می کشد تا به فیلدم برسم. البته تنها نبودم و یکی از دوستان اتیوپیائی همراهم بود. پسر خوب و خوش مشربی هست. توضیح اینکه من بین تمام دوستانم از اقصی نقاط جهان، آفریقائی ها را ملت گرم و متمدنی دیدم که در ایران به اشتباه آنها را بی تمدن یا حد اقل کم تمدن می دانیم. من خودم اگر قرار باشد بین دوستانم به یک نفر اعتماد کنم و چیزی بخواهنم یا رازی را مطرح کنم حتما به سراغ یک دوست آفریقائی می روم.

خلاصه، هوای منطقا عالی بود و کلی خوش بحالمان شد، تا وقتی که فهمیدم لپ تاپی که همراهم هست قادر به دانلود داده ها از دستگاهها نیست و من نمی توانم اطلاعات ثبت شده 20 روز پیش تا دیروز را بخوانم. با کلی اعصاب خردی و غیره دست بکار مرحله بعدی کار و نصب ابزار جدید شدم (شدیم).

ژاپنیها رانندگان بدی نیستند ولی اگر فرصت و فضای کافی داشته باشند بدتر ز ما ایرانیها هستند. دیروز در راه برگشتن در بزرگراه "مه ای شی" علیرغم اینکه سرعت مجاز 80 کیلومتر در ساعت بود و من 120 کیلومتر در ساعت میراندم، باز هم اغلب در خط کندرو بودم و به سایرین راه می دادم؛ حتی کامیونها...

امروز هوا خنک بهاری، و ابریست. چند وقتی است ک آخر هفته را به کار دانشگاه نمی گذرانم و بیشتر در خانه پای اینترنت به سیرو سیاحت اینترنتی می گذرانم. سایت مورد علاقه من "گوگل ویدئو" است که مجموعه کاملی از فیلمهای علمی را هم در خود دارد (امیدوارم این یکی در ایران فیلتر نشده باشد). یک کمی خرید هم در پایان روز صرری ندارد البته...

فعلا
+ نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط دکتر بعد از این  | 

پنجشنبه 17 می 2007، 27 اردیبهشت 1386

چون فردا عازم یک روز فیلد یا کار صحرائی هستم امروز برای تهیه مقدمات نصب یک سری ابزار جدید رفته بودم فروشگاه ابزار آلات. توی این فروشگاهها که می تواند اینقدر بزرگ باشد که یک ساعت دور زدن توش طول بکشد، تقریبا هر چه بخواهی موجود است. از حصیر پشت پنجره تا لوازم باغبانی تا پیچ و مهره و لوله و لوازم لوله کشی. دوچرخه را هم در ژاپن بهتر است از این فروشگاهها بخری.

خلاصه با 2 شاخه لوله پی-وی-سی (پولیکا) برگشتم دانشگاه و چون باید آب وارد این لوله ها شود (پس از نصب در داخل زمین)، جای شما خالی حدود دو ساعت با دریل افتادم به جانشان تا سوراخ سوراخ شدند. در پایان کار دستهایم تا یک ساعت رعشه داشتند.

امیدوارم فردا هوا بارانی نشود، و گرنه کار حسابی طول کشیده و باید شب هم بمانم. یکی از دوستان قبول کرد که برای کمک به من بیاید. راستش اینجا تو دانشگاه متاسفانه رسم نیست که دونفری بروند فیلد و باید خودت تنها بروی که به نظر من اصلا درست نیست. مخصوصا جائی که من می روم خرس هم دارد. من که ندیدم تا حالا و خدا کند که باز هم نبینم.

فردا شب اگر عمری بود برایتان از وقایع فیلد می نویسم.
شب بخیر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 10:30 بعد از ظهر  توسط دکتر بعد از این  | 

چهارشنبه 16 می 2007، 26 اردیبهشت 1386
امروز دانشگاه خبری نبود که البته تعجبی هم ندارد چون معمولا خبری نیست!!! تنها اتفاق جالب دیدن دوتا از دوستان ایرانی بود که اولی چون سخت مشغول صحبت با دوست دخترش بود فقط به یک سلام و احوالپرسی کوتاه ختم شد و دومی که از محققان سرشناس کشور است و برای تحقیق یک ساله آمده به ژاپن همه اش به بحث در مورد احمدی نژاد و مذاکره با آمریکا که این روزها همه از آن حرف می زنند و ظاهرا ایران پذیرفته که مذاکره کند گذشت.

من معتقدم آمریکا در حال کشیدن ما به منجلاب عراق است و نباید به این به چشم یک فرصت نگاه کرد و ایشان این را یک فرصت مناسب می دانست. ولی بهر حال هر دو نسبت به تیم مذاکره کننده ایران مشکوک هستیم.

چون مطابق قوانین دانشگاه کیوتو دانشجویان نمی توانند با ماشین بخش که متعلق به دانشگاست رانندگی کنند، ما هر ترم یک ماشین از بیرون کرایه می کنیم که امروز با اجازه شما رفتم و ماشین را گرفتم. جالب است که همان ماشین ترم قبل را دوباره به ما قالب کردند. ترم پیش خیلی از این ماشین راضی نبودیم بویژه من که باید چهار ساعت رانندگی کنم تا برسم به فیلدم و چهار ساعت هم برگردم.

زیاده عرضی نیست
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط دکتر بعد از این  | 

15 می 2007، 25 اردیبهشت 1386
از امروز تصمیم گرفتم چند خطی از خاطرات و وقایع روزانه ای که در ژاپن برایم اتفاق می افتد را بنویسم. البته باید اعتراف کنم که این دفعه 100امی است که می خواهم این کار را انجام دهم و هر بار به یک دلیلی نشده.

امروز دانشگاه حسابی شلوغ بود. معمولا این همه دانشجو را در یک زمان نمی بینیم. توضیح اینکه کمپ اوجی دانشگاه کیوتو که محل تحصیل من می باشد یک کمپ فوق لیسانس و دکتراست (Graduate School) و دانشجوی لیسانس نداریم. علت این شلوغی هم تست سالانه پزشکی دانشجویان است. قسمت جالب قضیه نمونه گیری ادرار این تست است که البته در منزل انجام می گیرد و لی خوب اصولا کثافت کاریش زیاد است. نکته خوب تست امسال برای من این بود که ایکس-ری از ریه ها را برای کسانی که قبلا این کارو کردند اختیاری کرده بودند. من اینجا تا حالا 2 بار ریه هایم را در معرض اشعه ایکس قرار دادم که خدا بخیر کند. هوای امروز کیوتو اینقدر خوب است که حیفه آدم وقتش را به درس خواندن تلف کنه!!! باید یک بهانه ای جور کنم و بزنم بیرون...

خیلی عجیب است که کسی (مثل من) ماهی دوست نداشته باشد و برای زندگی و تحصیل ژاپن را انتخاب کند. هر وقت به سلف دانشگاه برای خوردن ناهار می روم دقیقا همین جمله به ذهنم خطور می کند.البته فقط ماهی ندارد ولی خوب سایر گوشتها حلال نیست. وارد سلف که می شوی بوی ماهی با انواع دستور العمل پخت به سراغت می آید و خدا رحمت کند... تنها راه حل آوردن غدا از منزل است که خوب همیشه دست نمی دهد.

نمی دانم چرا این روزها خیلی حال ماندن در دانشگاه را ندارم. شاید چون استادم برای دیدن مادرش رفته به ولایتشان در پنسیلوانیا، یا شاید هم تقصیر خانمم بود که الان زنگ زد و مژده خرید بستنی را داد. به هر حال دیگر نمی توانم چیزی بخوانم. برای امروز هم کافیست. در ضمن باید از شر این نوشتن کتابی هم خلاص شوم.
فعلا
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط دکتر بعد از این  |