پنجشنبه 18 اکتبر 2007
این روزها یک قسمت بزرگ از ساختمان اصلی کمپ دانشگاه تحت یک عملیات شدید بازسازی و تغییر است. بخاطر این تغییرات تقریبا نصف دانشگاه باید به اتاقهای دیگر منتقل می شدند که انصافا عملیات انتقال و تخصیص فضا کافی به اتاقهائی که باید منتقل می شدند بخوبی طراحی و اجرا شد که یک ماه در جریان بود. لاین نقل و انتقال تا آخر جون (یا ژوئن به قول ایرانیها و یعنی خرداد ماه تقریبا) ادامه داشت. پس از یک وقفه چند ماهه، حالا بتازگی عملیات ساختمانی را شروع کرده اند یعنی درست پس از تعطیلات تابستانی. جای دشمنتان خالی...هر روز، صبح خود را با صدای دلر برقی و چکش بادی (همانهائی که در ایران آسفالت را سوراخ می کنند) و چرثقیلهای عظیم که تیرآهن بالا میبرد و غیره آغاز میکنیم. در سیستم ژاپن تقریبا برای چنین کار بزرگی که به گفته برخی از دوستان ژاپنی ممکن تا دو سال هم به درازا بکشد شاید 2 ماه صرف نصب تاسیسات کار می شود. یعنی تازه عملیات ساخت و ساز پس از دو ماه آغاز میشود و تا آن موقع در حال نصب داربست ها و اتاقکهای کنترل و غیره می شود. خلاصه ما که نفهمیدیم چرا از 1-2 ماه تعطیلات تابستانی برای آغاز عملیات استفاده نکرده اند.
گاهی اوقات صدای تیشه و چکش و سایر ماشین آلات به قدری بلند است که باید کارت را متوقف کنی و منتظر پایان آن کار بمانی. خدا بخیر کند...
یک فیلد سه روزه دیگر هم در راه است که از یکشنبه آینده شروع می شود. این وقت سال هوا بسیار مناسب فیلد است. مخصوصا برای من که 2 روز از 3 روز را می خواهم به حفر 40-50 تا سوراخ به عمق 50-60 سانتیمتر در بالای تپه مورد مطالعه اقدام کنم. آی خوش میگذره...
این بحث دزدیده شدن آن ژاپنی احمقی که تنها رفته بوده "بم" هم موضوع صحبت با بعضی ژاپنیها شده و من از فرصت استفاده کرده و راجع به ایران برایشان توضیح میدهم. از آنجائیکه بیش از نیمی از ژاپنیها تصور میکنن که ایران یک بیابان مسطح و سوزان است که مردم در آن شتر سواری میکنند، این بحثها موجت تعجب امت شهید پرور ژاپن می شود (وقتی به قول خاتمی ملت آمریکا ملت شهید پرور هستند چرا ژاپنیها نه؟).
فعلا...
این روزها یک قسمت بزرگ از ساختمان اصلی کمپ دانشگاه تحت یک عملیات شدید بازسازی و تغییر است. بخاطر این تغییرات تقریبا نصف دانشگاه باید به اتاقهای دیگر منتقل می شدند که انصافا عملیات انتقال و تخصیص فضا کافی به اتاقهائی که باید منتقل می شدند بخوبی طراحی و اجرا شد که یک ماه در جریان بود. لاین نقل و انتقال تا آخر جون (یا ژوئن به قول ایرانیها و یعنی خرداد ماه تقریبا) ادامه داشت. پس از یک وقفه چند ماهه، حالا بتازگی عملیات ساختمانی را شروع کرده اند یعنی درست پس از تعطیلات تابستانی. جای دشمنتان خالی...هر روز، صبح خود را با صدای دلر برقی و چکش بادی (همانهائی که در ایران آسفالت را سوراخ می کنند) و چرثقیلهای عظیم که تیرآهن بالا میبرد و غیره آغاز میکنیم. در سیستم ژاپن تقریبا برای چنین کار بزرگی که به گفته برخی از دوستان ژاپنی ممکن تا دو سال هم به درازا بکشد شاید 2 ماه صرف نصب تاسیسات کار می شود. یعنی تازه عملیات ساخت و ساز پس از دو ماه آغاز میشود و تا آن موقع در حال نصب داربست ها و اتاقکهای کنترل و غیره می شود. خلاصه ما که نفهمیدیم چرا از 1-2 ماه تعطیلات تابستانی برای آغاز عملیات استفاده نکرده اند.
گاهی اوقات صدای تیشه و چکش و سایر ماشین آلات به قدری بلند است که باید کارت را متوقف کنی و منتظر پایان آن کار بمانی. خدا بخیر کند...
یک فیلد سه روزه دیگر هم در راه است که از یکشنبه آینده شروع می شود. این وقت سال هوا بسیار مناسب فیلد است. مخصوصا برای من که 2 روز از 3 روز را می خواهم به حفر 40-50 تا سوراخ به عمق 50-60 سانتیمتر در بالای تپه مورد مطالعه اقدام کنم. آی خوش میگذره...
این بحث دزدیده شدن آن ژاپنی احمقی که تنها رفته بوده "بم" هم موضوع صحبت با بعضی ژاپنیها شده و من از فرصت استفاده کرده و راجع به ایران برایشان توضیح میدهم. از آنجائیکه بیش از نیمی از ژاپنیها تصور میکنن که ایران یک بیابان مسطح و سوزان است که مردم در آن شتر سواری میکنند، این بحثها موجت تعجب امت شهید پرور ژاپن می شود (وقتی به قول خاتمی ملت آمریکا ملت شهید پرور هستند چرا ژاپنیها نه؟).
فعلا...
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط دکتر بعد از این
|
