تبليغاتX
ارسالی از ژاپن ارسالی از ژاپن

ارسالی از ژاپن

دکتر بعد از این

دوشنبه 14 ژانویه 2008
سلام
امروز روز پا به سن گذاشتن بچه های ژاپنی است. روزی که وارد دهه بیست می شوند و دیگر می توانند قانونا مشروب بنوشند و سیگار بکشند. تعطیلات این ژاپنیها واقعا زده روی دست تعطیلات ما در ایران. تازه از شوک یک هفته تعطیلات سال نو در آمده بودیم که این یکی آنهم روز دوشنبه اول هفته، عملا همه برنامه های من را بهم ریخت.
دیشب جای شما خالی یکی از دوستان یک مهمانی شام به مناسبت تولدش  گرفته بود و کلی خوش گذشت. تا کردن با این دوستان اروپای شرقی برای ما ایرانیها بسیار ساده است چون بخش زیادی از فرهنگشان در سده گذشته از ترک های عثمانی به ارث رسیده و مثلا حتی غذاهایشان هم شبیه به ماست. خلاصه مهمانی جالبی بود با جمع کثیری از دوستان روس، ژاپنی، اتیوپیائی، فیلیپینی، ایرانی، و بلغاری.

نکته دیگر اینکه با اینکه اروپا و شمال خاورمیانه زیر برف دفن شده اند ولی امسال زمستان ژاپن مثل سالهای گذشته سرد نیست. فقط از روز جمعه کمی بارندگی داشتیم و هوا قدری سردتر شده. پدیده جالبی که 2-3 روز پیش توجهم را جلب کرد، مه بسیار غلیظی بود که حتی رانندگی در شهر را نیز مختل کرده بود. در این 3 سال، اولین باری بود که چنین مهی را در شهر میدیدم.


محله ما در کیوتو و در یک مه غلیظ


محله ما در کیوتو و بدون یک مه غلیظ

مطلبی بیشتر از این برای نوشتن ندارم امروز. فقط مراقب خودتان باشید و در مصرف گاز صرفه جوئی کنید
فعلا

آه، یادم رفت بگویم؛ امروز در اخبار خواندم احمدی نژاد گفته بعضیها در درون ایران از ترکمنستان خواسته اند که گاز را قطع کنند و من در آینده در باره آنها با مردم صحبت میکنم. اولا که بعضیها در در داخل ایران جرات انجام چنین کاری را دارند یعنی اینکه مملکت به اندازه یک جالیز خربزه قانون و حساب کتاب ندارد. وزارت اطلاعات بجای کودتای بنفش چرا جلوی اینها را نمی گیرد؟ دویما اصل قضیه به نظر من صحیح نیست و فقط برادر احمدی نژاد هم مثل برادر خاتمی خودمان دچار مشکل کم تدبیری و فرافکنی شده اند. یادتان هست خاتمی در دوره دوم ریاست جمهوریش هر جا میرفت و در همه سخنرانیهایش تهدید به افشاگری میکرد؟


+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط دکتر بعد از این  | 

دوشنبه ۷ ژانویه ۲۰۰۸

سلام

تعطیلات اول سال هم به پایان رسید. البته آنقدرها هم که فکر میکردم خسته کننده نبود. در هفته گذشته که تعطیلات در جریان بود جای شما خالی جز روز اول سال (سه شنبه) که منزل ماندم و چند تا فیلم تماشا کردم و تلفنی به دوستان سال نو را تبریک گفتم سایر روزها را رفتم دانشگاه و روی نقشه منطقه و داده های صحرائیم کار کردم. با داده های توپوگرافی جدیدی که گرفتم ناگهام متوجه شدم که اطلاعات فیلدم به طرز عجیبی منطبق با آن نیست. بنابراین تصمیم گرفتم که کار را از نو آغاز کنم و امروز یک قسمت کوچک آن بالاخره به پایان رسید. احتمالا یک هفته ای کار دارم تا پایان این کار وحشتناک.

یکی از دوستان ایرانی روز اول سال تماس گرفت تا تبریک بگوید. پس از کلی تعارف تکه پاره کردن تصمیم گرفتیم شب شام را با هم بخوریم. بعد از ظهر این رفیق عربستانی ما هم از شهر دیگری زنگ زد و در مورد یک شام با هم سئوال کرد که چون من به دوست ایرانیم قول داده بودم بنابرایم او باید می آمد کیوتو. بنده خدا آمد و ۳ تائی شام و بعد یک بستنی اساسی خوردیم و کلی گپ زدیم و کلی خوش گذشت.

روز پنجشنبه هم (۳ ژانویه) هم مجددا همان دوست ایرانی تماس گرفت و پیشنهاد یک شام با سایر دوستان ایرانی که من اغلب آنها را نمی شناختم داد. البته من با کمال میل قبول کردم. چون آنروز روز بسیار سختی بود برای من که دلیلش را هم در بالا نوشتم و باید سخت روی داده های جدید کار میکردم و بسیار خسته بودم بنابراین زودتر رفتم منزل تا کمی استراحت کنم. ساعت ۸ شب با تمام دوستان در یک رستوران در شمال کیوتو مشغول خوردن شام و گپ زدن بودیم... ترکیب جالبی از ایرانیهائی که بعضی ها را درک میکنی و بعضی دیگر کاملا غریبه به نظر میرسند. بهر حال گاهی خوب است آدم ملاقاتی با هموطنان داشته باشد...

و دیروز یکشنبه هم با دوستان (غیر ایرانی) رفتیم اوساکا دنبال دوربین دیجیتال و لپ تاپ و کمی ولگردی که بدک نبود جز خستگی وحشتناک ناشی از ۷-۸ ساعت راه رفتن در اوساکا... یک لپ تاپ آی-بی-ام دیدم که هنوز نمی دانم بخرم یا نخرم.

فعلا

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط دکتر بعد از این  | 

دوشنبه ۷ ژانویه ۲۰۰۸

سلام

تعطیلات اول سال هم به پایان رسید. البته آنقدرها هم که فکر میکردم خسته کننده نبود. در هفته گذشته که تعطیلات در جریان بود جای شما خالی جز روز اول سال (سه شنبه) که منزل ماندم و چند تا فیلم تماشا کردم و تلفنی به دوستان سال نو را تبریک گفتم سایر روزها را رفتم دانشگاه و روی نقشه منطقه و داده های صحرائیم کار کردم. با داده های توپوگرافی جدیدی که گرفتم ناگهام متوجه شدم که اطلاعات فیلدم به طرز عجیبی منطبق با آن نیست. بنابراین تصمیم گرفتم که کار را از نو آغاز کنم و امروز یک قسمت کوچک آن بالاخره به پایان رسید. احتمالا یک هفته ای کار دارم تا پایان این کار وحشتناک.

یکی از دوستان ایرانی روز اول سال تماس گرفت تا تبریک بگوید. پس از کلی تعارف تکه پاره کردن تصمیم گرفتیم شب شام را با هم بخوریم. بعد از ظهر این رفیق عربستانی ما هم از شهر دیگری زنگ زد و در مورد یک شام با هم سئوال کرد که چون من به دوست ایرانیم قول داده بودم بنابرایم او باید می آمد کیوتو. بنده خدا آمد و ۳ تائی شام و بعد یک بستنی اساسی خوردیم و کلی گپ زدیم و کلی خوش گذشت.

روز پنجشنبه هم (۳ ژانویه) هم مجددا همان دوست ایرانی تماس گرفت و پیشنهاد یک شام با سایر دوستان ایرانی که من اغلب آنها را نمی شناختم داد. البته من با کمال میل قبول کردم. چون آنروز روز بسیار سختی بود برای من که دلیلش را هم در بالا نوشتم و باید سخت روی داده های جدید کار میکردم و بسیار خسته بودم بنابراین زودتر رفتم منزل تا کمی استراحت کنم. ساعت ۸ شب با تمام دوستان در یک رستوران در شمال کیوتو مشغول خوردن شام و گپ زدن بودیم... ترکیب جالبی از ایرانیهائی که بعضی ها را درک میکنی و بعضی دیگر کاملا غریبه به نظر میرسند. بهر حال گاهی خوب است آدم ملاقاتی با هموطنان داشته باشد...

و دیروز یکشنبه هم با دوستان (غیر ایرانی) رفتیم اوساکا دنبال دوربین دیجیتال و لپ تاپ و کمی ولگردی که بدک نبود جز خستگی وحشتناک ناشی از ۷-۸ ساعت راه رفتن در اوساکا... یک لپ تاپ آی-بی-ام دیدم که هنوز نمی دانم بخرم یا نخرم.

فعلا

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط دکتر بعد از این  | 

دوشنبه 31 دسامبر 2007 یا روز آخر سال

سلام

1- در پست قبلی قول دادم از فیلدم بنویسم. مختصر اینکه خوشبختانه در زمانیکه من در منطقه بودم حداقل در طول روز برف نیامد و روزها بیشتر نیمه ابری یا حتی آفتابی ولی خیلی سرد بوند. حادثه مهم هم این بود که چون از ابزاری استفاده میکردم که یک وزنه 5 کیلوئی فولادی دارد و باید از ارتفاع نیم متری بر روز میله ای رها شود و نیز چون مراقب نبودم، یک بار این وزنه روی شست مبارک سقوط کرد، بطوریکه دو لایه دستکش ضخیم را پاره کرد و گوشه انگشتم را برد. البته الان بهتر است و در حال جبران قسمت از دست رفته می باشد، ولی کار مرا برای یک و نیم روز بعدی بسیار مشکل کرد. بهر حال فیلد موفقیت آمیزی بود.

 

2- از شنبه به دلیل فرا رسیدن سال نو میلادی کل دانشگاه شات داون شده و مملکت ژاپن در خواب است و چقدر کسل کننده است برای من که باید تمام وقتم را در تعطیلات صرف نوشتن مقاله ام کنم (البته بعید می دانم چون اصلا در تعطیلات نمی توانم کار کنم).

 

دیگر اینکه عرض شود کاشف بعمل آمد که این رفیق بحرینی ما هم دوستدار یانی (Yanni) است. البته من خودم را بیشتر منتقد یانی می دانم تا دوستدار، ولی باید اعتراف کنم که گرچه ارکستراسیون و گسترش ملودیهایش کمی غیر حرفه ای به نظر میرسد (به گوش می رسد) ولی با این اوصاف نمی توان از کنار زیبائی ملودیهایش بی تفاوت عبور کرد. مثلا قطعه "نوستالژیـا" که در کنسرت آکروپولیس اجرا شد هنوز برای من قطعه ای رویائی است.

 

خلاصه این دوست بحرینی عزیز من لطف کرد و برایم دی-وی-دی کنسرت سال 2006 یانی در آمریکا را آورد. باز هم البته مملو از پیچیدگیهای غیر ضروری و گاها لوس(!!!)، ولی بی تردید یکی از بهترین کارهای یانی است. برای دوستانی که دسترسی به اصل این کنسرت ندارند، آنرا قطعه قطعه کرده و آپلود کرده ام که می توانید در آدرس زیر دانلودشان کنید:

 

http://www.4shared.com/dir/5101852/a0af7535/Yanni2006.html

 

زیبائی این کار در استفاده از دو نوازنده قهار و جدید ویولن (وایولین) است که با هم جای خالی "کارن بریگز" نوازنده ثابت ویولن در کنسرت های یانی که اینبار غایب است  را پر میکنند. یکی یک خانم ژاپنی و دیگری آقائی از ارمنستان است. مخصوصا اینکه نوازنده ارمنی (سام ول یروینیان) در چندین قطعه، ملودیهای شرقی تری را اجرا می کند که خیره کننده است. سایاکا کاتسوکی نوازنده ژاپنی هم انصافا به زیبائی قطعات جدید و قدیمی تری از یانی را اجرا می کند که شنیدنیست.

 

نکته اساسی (به نظر من) تفاوت سبک نوازندگی این دو نوازنده ویولن است که به وضوح قابل تشخیص است.  اگر این اجرا از فخرالدینی با صدای علیرضا قربانی (اینجا ببینید) و مخصوصا در پیش در آمد آن سبک نواختن ویولنها (سوای کیفیت بسیار بد سازها در ایران و کم تجربگی آشکار) را با سبک نوازندگی نوازنده ارمنی کنسرت 2006 یانی مقایسه کنید، احتمالا به راحتی قادر به تشخیص شباهت آن با سبک نوازندگی ویولونیست ارمنی و نیز تفاوت آن با سبک نوازندگی نوازنده ژاپنی ویولن خواهید بود که به وضوح کاملا متفاوت است (البته نوازنده ژاپنی در کوبا زندگی می کند ولی نمی دانم کجا آموزش دیده است. می دانید که ویولن را باید از کودکی آغاز کرد).

 

ووکال این کار هم بنظر حرفه ای تر میرسد و استفاده از "میشل آماتو" در چند قطعه با صدای سوپرانو، بسیار به حرفه ای بودن کار کمک کرده است (جای ون جانسون کنسرت تاج محل خالی). گرچه بازهم "آلفردا جرالد" با همان سبک عجیب خوانندگی خود هنر نمائی میکند.

 

البته نکات زیادی در مورد این اثر قابل بررسی است که از حوصله این بحث و توان من خارج است. مثلا استفاده از "هامردالسیمر" (hammer dulcimer) که یک جورائی همان سنتور خود ماست با نوازندگی یک  آمریکائی از نکات جالب این کنسرت است. چند سال پیش در منزل یکی از دوستان آمریکائی خود یک نمونه درب و داغون آنرا دیدم که علاقه آمریکائیها به این ساز را میرساند، و چقدر جای یک کنسرت خوب سنتور ایرانی در آمریکا خالیست. ترومپت این کنسرت هم با استادی نوازنده مکزیکی آن "رامون فلورس" یک شاهکار است.

 

طبق معمول تمام بار سازهای بادی چوبی هم بر عهده "پدرو ائوستاچه" ونزوئلائی است.

 

امیدوارم که بتوانید قطعات را دانلود کرده و لذت ببرید. مخصوصا که نوازندگان یانی بسیار مسلط بوده و کاملا پیداست که از کار خود لذت می برند.

 

تا بعد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط دکتر بعد از این  | 

۲۳ دسامبر ۲۰۰۷

سلام

معمولا این وقت از سال زمانی است که همه در حال تدارک سفر برای تعطیلات آغاز سال هستند. من هم امروز (تا نیم ساعت دیگر) به یک سفر میروم ولی نه برای تعطیلات بلکه برای ۴ روز سفر علمی به منطقه مورد مطالعه ام. امروز هواشناسی پیش بینی برف را در آن منطقه کرده است. خدا بخیر کند. تازه روز سه شنبه هم پیش بینی باران می شود. خلاصه عالمی دارد این دکترای ما...

پس از برگشتن (با امید فراوان) برایتان بیشتر می نویسم...

عزت زیاد

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 دی1386ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط دکتر بعد از این  |