تبليغاتX
ارسالی از ژاپن ارسالی از ژاپن

ارسالی از ژاپن

دکتر بعد از این

پنجشنبه ۳۱ جولای

سلام
یکشنبه شب دوباره یک جمع نقلی از ایرانیها دور هم جمع بودیم. جمع خوب و ساکتی بود و اگر دعوای ۲ تا از دختر کوچولوها نبود تقریبا بی حادثه به پایان می رسید. حالا ما بودیم با ۳ پیتزا و ۳ سالاد که با خانم خورده بودیم (البته با قدری کمک از طرف دوستان) و یکساعت راه برای بازگشت به خانه... قبل از نیمه شب رسیدیم منزل...

ظهر دوشنبه در حالی که هوا ابتدا نبمه ابری بود ناگهان طوفانی در کیوتو آغاز شد که تا حالا ندیده بودم!!! رعد و برق باور نکردنی (بدون تاخیر بین برق و رعد) و بارانی که در ۲ دقیقه سیلابی ۱۰ سانتیمتری بر روی آسفالت براه انداخت. با شکمهای گرسنه مشغول تماشای باران و رعد و برق شدیم تا کی بتوانیم برویم برای ناهار...در نهایت هم در زیر باران که کمی کمتر و اهلی تر شده بود رفتیم ناهار و باز در رستوران دانشگاه یکساعتی وقت صرف کردیم (تلف) تا باز طوفان کمتر بشود.

عصر هم خانمم از قول دوستش که اخبار ژاپنی می فهمد می گفت که چهار تا جنازه از رودخانه کیوتو گرفته اند (البته بعدا زد زیرش که من نگفتم کیوتو و منظورم یک رودخانه در ژاپن بوده!!! شاید هم کیوتو بوده). ظاهرا طوفان و بارندگی ناگهانی امروز باعث طغیان رودخانه و غرق شدن این بیچاره ها شده. باران در برخی از نقاط کیوتو به 92 میلیمتر در طی یکساعت رسیده بوده که رقم بسیار بالائی است. خبر دیگر اینکه قطار کیهان (که قطار محلی و شهری در کیوتو و اوساکا است و ربطی به حاج حسین آقا ندارد) به دلیل رعد و برق از حرکت ایستاده بوده که من مطمئنم این خبر برای ژاپنیها به مراتب بزرگتر از اولی است. ژاپنیها تقریبا بدون هیچ دلیلی به زمان اهمیت می دهند. احتمالا سیستم پیشرفته حمل و نقل شهریشان باعث می شود که دائما برای جا نماندن از قطار در حال دویدن باشند. البته من که باورشان نمی کنم و معتقدم بخشی از این رفتار تظاهر به شلوغی سر است.

دیشب با ایران تماس گرفتم و دیدم که بله خانواده محترم طبق معمول هر سال برای تعطیلات یک هفته ای همگی (احتمالا ۶-۵ تا ماشین) رفته اند نوشهر یا چالوس. کلی باز هم مثل ۳ سال قبل دلم گرفت که در ایران نیستم ولی شاید سال دیگر و دریای خزر...

فعلا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 مرداد1387ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط دکتر بعد از این  |