سلام
1- من باز هم شرمنده شدم از فاصله زیاد بین پست ها...باور کنید سرم خیلی شلوغ است و چون از مطالبی که باید بنویسم یادداشت برداری نمی کنم، گاهی به محض شروع یادم می رود که چه میخواستم بنویسم و مجبورم خارج شوم.
2- بالاخره بخت ما باز شد و خانم پس از یک تعطبلات 6 ماهه به زاپن برگشتند. البته من تصمیم داشتم که برای ایام عید بروم ایران (پس از 3 سال دوری) ولی تمام نشدن مقاله و چند کار دیگر حسابی وقتم را کشت و نشد. فرودگاه ناریتا که پرواز ایران ایر آنجا می نشیند در فاصله نسبتا زیادی از شهر توکیو واقع شده بطوریکه از ایستگاه مرکزی توکیو با قطار سریع السیر حدود 4۵ دقیقه طول می کشد. البته از کیوتو می توان بلیط اتوبوس مستقیم به فرودگاه ناریتا گرفت ولی چون کار مقاله مانده بود و وقت نداشتم بروم مرکز شهر برای خرید بلیط اتوبوس مستقیم، از همین دانشگاه بلیط ایستگاه مرکزی توکیو را خریدم و ساعت 7 صبح دوشنبه توکیو بودم. بعد هم صبحانه نخورده یک قطار به ناریتا. عشق من صبحانه در یکی از رستورانهای طبقه چهارم فرودگاه است. "پن کیک" و قهوه بسیار عالی. بنابراین وقت را تلف نکردم و رفتم برای صبحانه همیشگی.
حالا باید تا ساعت ۳۰/۱۱ که پرواز مینشیند وقت تلف میکردم که کار راحتی نیست. وقتم را به چرت زدن در گوشه ای از نیمکتهای فرودگاه که خلوتتر بود و دور زدن در فروشگاهها گذراندم تا اینکه دیدم پرواز 30 دقیقه تاخیر دارد و بعد شد 1 ساعت البته. ساعت۳۳/۱۲ پرواز 801 ایران ایر در زیر باران شدید ناریتا که به تازگی شروع شده بود به زمین نشست. فورا خودم را به طبقه یک فرودگاه که ارایوال است رساندم و منتظر...البته چون خانمم ید طولایی در گم شدن در فرودگاههای غریبه دارد انتظار کمی تاخیر را داشتم. ساعت 2 بعد از ظهر پس از ۵/۱ ساعت تاخیر دستی به روی شانه ام خورد. تازه متوجه شدم که خانمم از گیت آ بیرون آمده بوده و من در گیت بی که برای ایران ایر بود منتظر بودم. حالا چه جوری توانسته بود از کیت دیگر بیرون بیاید خود سئوال جالبیست.
بلافاصله با یک اتوبوس و در زمان 75 دقیقه خود را به ایستگاه مرکزی توکیو رساندیم و با قطار شینکانسن به سمت کیوتو حرکت کردیم. مسیر 7 ساعته اتوبوس را این قطار در زمان 2 ساعت و 20 دقیقه طی میکند با سرعتی معادل 350 کیلومتر در ساعت. و البته لازم به تذکر است که بلیط این قطار برای این مسافت حدود 230 هزارتومان شد (برای دو نفر). اصولا حمل و نقل در ژاپن بسیار گران و سرسام آور است. مثلا بلیط اتوبوسی که با آن به توکیو رفتم 65 هزار تومان (یک طرفه) است.
3- نمی دانم باز چرا این قوم یزید به جان اسلام و پیامبر نازنینش افتاده اند. حرکت بسیار حساب شده ای را به نظر من آغاز کرده اند، مخصوصا در اروپا که برای تغییر ترکیب جمعیتی آن باید تدبیری بیندیشند و گرنه تا 30 سال دیگر اکثریت با مسلمانان مهاجر و 2 نسل متولدین از آنهاست.
حالا این وسط برخی دوستان هم وقت گیر آورده اند. مثلا همین دکتر سروش خودمان که قبلا شیعه را مکتب سیاسی و جدید التاسیس میدانست، و حالا کارش به جائی رسیده که پیامبر را شاعر نیمی از قرآن می داند. وقتی مصاحبه ایشان را خواندم یاد کتاب دینی دبستان افتادم که همیشه میخواندیم کفار مکه پیامبر را ساحر و شاعر می نامیدند؛ عجب تشابهی...
الغرض...یکی از بهترین پاسخها به سروش را آقای عبدالعلی بازرگان داده اند (استاد سبحانی هم جالب پاسخ داده اند البته) که می توانید از اینجا بخوانید. خدایش خیرش دهاد. انصافا پاسخ جامعی است، حتما بخوانید.
فعلا...